تبليغاتX
کلبه ی غم ناک من
فقط یک کلام ............................................. غم
 


لبم گريز دارد از مصاف بوسه هاي تو

 

كلافه كرده هر شبم ، كلاف بوسه هاي تو

معاف مي شود لب از عفاف بوسه هاي تو

 

لبم كه در كشاكش لب تو داغ مي شود

ترك دوباره مي خورد شكاف بوسه هاي تو

 

به چشمه ي بلوغ بوسه هاي مبتذل گلم!

رها نمي كند دلم طواف بوسه هاي تو

 

در اين وصال نقره اي به حرمت تو مانده ايم

من و غزل،به جرم اعتراف بوسه هاي تو

 

به شانه هاي خسته ي شكست خورده ات قسم

لبم گريز دارد از مصاف بوسه هاي تو

 

 

عشق

|+| نوشته شده توسط سارا در سه شنبه هفتم آبان 1387  |
 

n

طوفان تر ازاين فاصله ها نجوا كن

لب تر كن و اين شاعره را دريا كن

 

يك شاخه گل از بوسه بچين آهسته

با واژه ي لب هات مرا رسوا كن

 

بر دوش غزل پلي بزن تا قلبم

گم نام ترين ترانه را معنا كن

 

در من كه ستاره مي تند تارم را

اندوه سپيد ماه را پيدا كن

 

.

.

.

.

 

لطفي كن و اين دقيقه را هم بشكن

ديروز برهنه ي مرا فردا كن

|+| نوشته شده توسط سارا در سه شنبه هفتم آبان 1387  |
 

 

 

 

بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir عشق در دانه است و من غواص و دريا ميکده            بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir                                                 

 

بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir سر فرو بردم در اينجا تا کجا سر بر کنم بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir


   بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir   عاشقان را گر در آتش مي‌پسندد لطف دوست  بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir      

بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir تنگ چشمم گر نظر در چشمه کوثر کنم بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

|+| نوشته شده توسط سارا در سه شنبه هفتم آبان 1387  |
 و می آيد

 

|+| نوشته شده توسط سارا در سه شنبه هفتم آبان 1387  |
 تولد

 
سلام عزيزانم.پنجم ارديبهشت ماه تولد منه يعني وارد ۲۶ سالگي ميشم
 
تبريك يادتون نره.
 
بعد تولداولش همه شکل هم هستیم

کوچولو و کچل

حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است

با اولین گریه بازی شروع میشه

هی بزرگ می شیم

بزرگ و بزرگتر

اونقدر بزرگ که یادمون میره

یه روز کوچولو بودیم

دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست

حتی صداهامون

گاهی با هم می خندیم

گاهی به هم!

اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده

:
واسه بردن بازی

روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد

گاهی باید برای بردن بازی

بین دو نیمه

دوباره متولد شد!

یک سال دیگه گذشت

یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت

یکی میگه یک سال بزرگتر شدم

یکی میگه یک سال پیرتر شدم

یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم

یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم

یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.

منم یک سال بزرگتر شدم ... یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم «
 
بزرگ » بشم یا نه ؟ ...
 
تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ ... تونستم همونی باشم که هستم
 
؟ ... تونستم بعضی از عیب
 
 هام رو برطرف کنم ؟ ... تونستم کسی رو نرنجونم ؟ ... تونستم دل کسی رو
 
 شاد کنم ؟ ...

نمی دونم ... باید فکر کنم ... شاید اونجوری که می خواستم باشم
 
نبودم....ولی یکسال بزرگتر
 
شدم...اونم خیلی سریع
 
 
|+| نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387  |
 رزی برای دوست
 

تا حالا شده كسي روكه بهش عشق ورزيدي باهاش تمام ثانيه ها رو زندگي كردي آرزوهات وباهاش تقسيم كردي وخلاصه تموم زندگيت بوده برگرده بهت بگه ازت بدم مياد ازت متنفرم .تا حالا شكستن يه عاشق واقعي رو تماشا كردين .

آنكه دايم حوس سوختن ما ميكرد    كاش ميامد از دور تماشا ميكرد

 

|+| نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387  |
 عشق
ستاره ها نميخوان اشك من و ببينن
غم هاي روزگارو واسه دلم بيچينن


اونا براي دلم چشمك زنان مي رقصن
ثانيه هاي عمرم به يادت و گذشتن


اي يار مهربونم قلب يخي مو بردار
بجاش يه قلب كهنه از خاطراتم بزار


اگه نشد مرهمي براي اين زخم من
اقاقي ها نميرن براي اين غم من


قافيه هاي شعرت تموم شده با صحرا
عشق تو,تو قلب من ميمونه مثله دريا


اي دختر بهاري سهم تو نسيت جدايي
از من بگير اين قلب و براي يادگاري


روياي تو قشنگ با دل من يه رنگه
 قاصدك ها ميگن كه رنگين كموم ميخنده


آسمونم اشكاشو گذاشته تو قطره ها
تا مثله سنگ صبور ميون اين سايه ها


يواش يواش بباره روي گل برگ لاله ها
يا اينكه شبنم بشه  رو غبار لحظه ها


تازه كنه عشق مو زنده كنه حرفاتو
اي هم سفر دستامو بگير تنها نرو


تو جاده زندگيت بي من و فردا نرو
بزار كه سرپناهت شم,شايدكه پبش مرگ تو


خوب لاقل ميدوني يكي برات ميميره
تموم لحظه هاشو با تو فقط ميبيته


تا تو ديگه نباشي تنها ترين تنها......

    شعر از سينا

بیا تا پا روی عشق ها نذاریم

دلهای عاشق رومازیر پاها جا نذاریم

بیا پرپرکنیم گلهای باغچه ی دلو

بیا مرهم بذاریم زخمهای کهنه ی هم رو

بیا تا باغچه ها راپرازشقایق ها کنیم

حرف اول روفقط وعده ی عاشقا کنیم

بیا ازروی زمین ریشه ی غم را بزنیم

بیا تا عشق سهم ماست رابه همه فریاد بزنیم

شعر از الهام

|+| نوشته شده توسط سارا در شنبه یازدهم خرداد 1387  |
 
 

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگيره

بی بهونه می باره

به کسی توجه نميکنه

از کسی خجالت نميکشه

می باره و می باره و می باره

اينقدر می باره تا آبی بشه

کاش

کاش می شد مثل آسمون بود

کاش می شد وقتی دلت گرفت آنقدر بباری تا

 بالاخره آفتابی بشی

بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده

انگار نه انگار که غمی بوده

همه چيز فراموشت بشه... !کاش می شد.

زاشک دیده..........

الهی! همه به تن غریبند و من به جان و دل غریبم، همه در سفر غریبند و من در حضر غریبم. . الهی! اگر بردار کنی، رواست، مهجور مکن، و اگر به دوزخ فرستی رضاست، از خود دور مکن. الهی! عاجز و سرگردانم نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم. الهی! مکش این چراغ افروخته را و مسوز این دل سوخته را.

|+| نوشته شده توسط سارا در شنبه یازدهم خرداد 1387  |
 دست یه عاشق
|+| نوشته شده توسط سارا در شنبه یازدهم خرداد 1387  |
 

 

 

|+| نوشته شده توسط سارا در پنجشنبه نهم خرداد 1387  |
 
 
بالا